احمد بن محمد ميبدى

202

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )

بر دلهاى پيغمبران باشد و از ميان آن مردان 300 كس اولياء هستند از ميان آنها « 1 » چهل كس ابدال و از ميان آنها هفت كس اوتاد و از ميان آنها پنج كس نقباء و از ميان آنها سه كس مختار و يكى از ميان آنها غوث باشد . چون غوث از دنيا برود يكى از آن سه نفر به مرتبت وى رسد و يكى از پنج نفر را با سه آورند و يكى از هفت نفر را با پنج آورند و يكى از چهل نفر را با هفت آورند و يكى از سيصد را با چهل آورند و يكى از اهل زمين كه شايسته باشد با سيصد آورند كه پادشاهان دنيا و آخرت ايشانند و به وجود آنها است كه خلق زنده شوند و مىميرند و باران مىآيد و زمين سبز مىشود و بلاء از مردم دفع مىگردد ! بدين‌گونه ، كه آنان زياد شدن خلق و ريشه‌كن شدن ستم و سيراب شدن زمين و روياندن گياه و دفع همه بلاها را از خدا مىخواهند و خداوند دعاى آنان را قبول مىكند . لطيفه : يكى از بزرگان عرفا كه ظاهرا مرتبهء غوث داشته ده روز پيش از مرگش به خدمتكار خود گفت : برو به خرقان ( بسطام ) شخصى گمنام و ناشناسى را مىبينى سلام ما را به او برسان و بگو كه اين طبل و علم را به اذن و فرمان خدا به تو فرستادم و اهل زمين را به تو سپردم و من رفتم ! . . . فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ . آيه . اشاره به كتاب خدا يعنى قرآن است و رسول ، مقصود محمّد مصطفى است و اين دو ، اصل اعتقاد و عماد دين است و حقيقت دين كتاب و سنّت پيغمبر است كه بايد خداى را با آن دو ، بندگى كنى و صواب ديد خرد خود را واگذار به او كنى ! و پس رو مشيّت او قرار دهى و پيروان كتاب و سنّت آنها هستند كه ايمانشان سمعى و دينشان نقلى است كه نادر يافته پذيرفته و استوار گرفته و آن را گردن نهاده‌اند و اهل تأويل كه معنيها جسته و به ادراك حقيقت پيوستند و خواستند كه بدانند و دريابند و كوشيدند كه بدان رسند ، فروماندند و نتوانستند ! ولى دوستداران خدا و اهل ايمان كه چراغ داعى حق در پيش دارند ، اگرچه درنيافتند ولى بنور هدايت بپذيرفتند و به سكينهء ايمان بپسنديدند و به نيروى اخلاص بيارميدند و آن را دين دانستند و تهمت از سوى خود نهادند و عقل را عاجز ديدند ، اينانند كه قرآن حجّت ايشان و سنّت دليل ايشان و تسليم طريقت ايشان و نادر يافته دين و ملت ايشان و نور معرفت چراغ ايشان ، آرى ، ايشان دوستان خدايند و حزب حق كه هرآينه حزب حق رستگار است . [ آيات 70 - 64 ] تفسير لفظى 64 - وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا لِيُطاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحِيماً . ما هيچ فرستاده‌اى را نفرستاديم مگر براى آنكه به اذن خداوند او را فرمان برند و اگر آنان كه بر خود ستم كردند نزد تو آمده و طلب آمرزش كرده بودند و تو براى آنان طلب مغفرت كرده بودى ، هرآينه مىيافتند و مىفهميدند كه خداوند توبه‌پذير و مهربان است . 65 - فَلا وَ رَبِّكَ لا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيما شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَيْتَ وَ يُسَلِّمُوا تَسْلِيماً . نه ، به خداى تو سوگند ، اينان به حقيقت نگرويده‌اند تا آنكه تو را حكم كنند در آنچه ميانشان اختلاف است ، پس از آن در دلهاى خويش حرج و تنگى و ستمى از آن حكمى كه تو بريدى نه‌بينند ! و در باطن آن را گردن نهند .

--> ( 1 ) مرتبه شش‌گانه كه از ولى آغاز و به غوث ختم مىشود ، مرتبه و مقام پيروان عرفان و طريقت است كه ولى و بدل و وتد و نقيب و مختار و غوث ناميده شده‌اند .